مغالطههای رایج در گفتوگوهای روزمره (نمونه)
- مغالطه
- استدلال
اگر به بحثهای روزمره، از گفتوگوی خانوادگی گرفته تا مناظرههای تلویزیونی، با دقت گوش کنید، الگوهای تکراری خطا را خواهید دید. این الگوها نام دارند: مغالطه. شناختن آنها اولین قدم برای این است که نه خودمان در دام بیفتیم و نه دیگران بتوانند ما را به دام بیندازند.
مغالطه چیست؟
مغالطه استدلالی است که در نگاه اول قانعکننده به نظر میرسد، اما ساختار آن معیوب است؛ یعنی حتی اگر مقدمههایش درست باشند، نتیجه از آنها به دست نمیآید. مغالطهها معمولاً عمدی نیستند؛ بیشتر وقتها ذهن ما برای صرفهجویی در انرژی، میانبر میزند.
هدف از شناختن مغالطهها پیروز شدن در بحث نیست؛ هدف، نزدیکتر شدن به حقیقت است.
پنج مغالطهٔ پرتکرار
- حمله به شخص: به جای نقد ادعا، گوینده را بیاعتبار میکنیم.
- پهلوانپنبه: نسخهٔ ضعیفشدهای از حرف طرف مقابل میسازیم و همان را رد میکنیم.
- دوراهی کاذب: وانمود میکنیم فقط دو گزینه وجود دارد، در حالی که گزینههای دیگری هم هست.
- توسل به اکثریت: چون بیشتر مردم چیزی را باور دارند، آن را درست میپنداریم.
- شیب لغزنده: ادعا میکنیم یک قدم کوچک ناگزیر به فاجعهای بزرگ میانجامد، بیآنکه زنجیرهٔ میانی را نشان دهیم.
در جلسهٔ زیر، نمونههای واقعی هر کدام را با هم بررسی کردهایم:

چطور تمرین کنیم؟
بهترین تمرین این است که یک هفته، هر بار که در گفتوگویی احساس کردید «چیزی درست نیست»، آن را یادداشت کنید و بعد بپرسید کدام مغالطه رخ داده است. فهرست کاملتری از مغالطهها را میتوانید در این صفحهپیوند خارجی ببینید.
جدول خلاصهٔ مغالطهها (PDF)
PDF · ۱۷۹٫۶ کیلوبایت
جزوهٔ پیوست این نوشته، همین پنج مغالطه را با مثالهای بیشتری توضیح میدهد.
پیوستها
جزوهٔ نمونه: فهرست مغالطهها
PDF · ۱۷۸٫۵ کیلوبایت